و اگر در آنچه بر تو نازل كرده‌ايم ترديد دارى، از آنها كه كتابهای پيش از تو را مى‌خوانند سؤال كن... ﴿سوره يونس: آیۀ ٩٤﴾

آیا شائول واقعا با ساموئیل در عالم مردگان صحبت کرد؟

+3 امتیاز
درخصوص مکالمه بین سموئیل و شائول یا همان طالوت چه میتوان گفت؟ در آیه ۱۵ ام به بعد فصل ۲۸ اول سموئیل ، به گفته کتاب ، مکالمه ای بین شائول و سموئیل مرده صورت میگیرد. آیا شائول واقعا با مردگان و ساموئیل صحبت کرد؟
سوال شده 1 آذر 1396 در شبهات و صحت متن مقدس بوسیله ی admin (80,590 امتیاز)

3 پاسخ

+2 امتیاز

ابتدا به این آیات توجه بفرمائید:

3در تمامی اعمالی که زیر آفتاب کرده می‌شود، از همه بدتر این است که یک واقعه برهمه می‌شود و اینکه دل بنی آدم از شرارت پراست و مادامی که زنده هستند، دیوانگی در دل ایشان است و بعد از آن به مردگان می‌پیوندند. 4 زیرا برای آنکه با تمامی زندگان می‌پیوندد، امیدهست چونکه سگ زنده از شیر مرده بهتر است. 5 زانرو که زندگان می‌دانند که باید بمیرند، امامردگان هیچ نمی دانند و برای ایشان دیگر اجرت نیست چونکه ذکر ایشان فراموش می‌شود. 6 هم محبت و هم نفرت و حسد ایشان، حال نابود شده است و دیگر تا به ابد برای ایشان از هر‌آنچه زیرآفتاب کرده می‌شود، نصیبی نخواهد بود. (جامعه-باب9)

19 وچون ایشان به شما گویند که از اصحاب اجنه وجادوگرانی که جیک جیک و زمزم می‌کنند سوال کنید، (گویید) «آیا قوم از خدای خود سوال ننمایند و آیا از مردگان به جهت زندگان سوال باید نمود؟»(اشعیا-باب8)


أَمْوَاتٌ غَيْرُ أَحْيَاءٍ ۖ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ : مردگانى بى‌جانند، و نمى‌فهمند چه زمانى برانگيخته خواهند شد [قرآن ١٦:٢١]

وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَىٰ وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا مَّا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ : و اگر ما فرشتگان را به سوى آنها مى‌فرستاديم، و مردگان با آنان به سخن مى‌آمدند، و همه چيز را فوج فوج در برابرشان گرد مى‌آورديم، باز هم ايمان نمى‌آوردند، مگر اين كه خدا بخواهد، و ليكن بيشترشان نمى‌دانند [قرآن ٦:١١١]

حال با توجه به این آیه میتوان به ماهیت کذب سخن فالگیران پی برد:

 8 زیرا که یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌گوید: مگذارید که انبیای شماکه در میان شمااند و فالگیران شما شما را فریب دهند و به خوابهایی که شما ایشان را وامی داریدکه آنها را ببینند، گوش مگیرید.(ارمیا-باب29)

ماجرای سخن گفتن سموئیل با طالوت (یا شاول) نیز مصداق همین آیه بالاست، در واقع سموئیل پیش از مرگش به شاول همین سخنان را گفته بود و از نتیجه تمرد از فرمان الهی در مورد عمالیق خبر داده بود:

26 سموئیل به شاول گفت: «با تو برنمی گردم چونکه کلام خداوند راترک نموده‌ای. خداوند نیز تو را از پادشاه بودن براسرائیل رد نموده است.»27 و چون سموئیل برگشت تا روانه شود، اودامن جامه او را بگرفت که پاره شد. 28 و سموئیل وی را گفت: «امروز خداوند سلطنت اسرائیل رااز تو پاره کرده، آن را به همسایه ات که از تو بهتراست، داده است.(سموئیل-باب 15)

در واقع مطابق با  آیه هشتم از باب بیست و نهم از صحیفه ارمیا این مکالمه حاصل تراوشات ذهنی شاول است چرا که روح خدا از او دور شده بود و روح بد اورا مضطرب میساخت.

 14 و روح خداوند از شاول دور شد، و روح بداز جانب خداوند او را مضطرب می‌ساخت(سموئیل-باب16)

 

پاسخ داده شده 8 آذر 1396 بوسیله ی amin2817 (3,430 امتیاز)
ممنون. تحلیل جالبی بود
+2 امتیاز

قسمت اول پاسخ

خیر.

با استناد به فصل دوم از صحیفه دانیال، هیچیک از منجمان، ساحران، فالگیران و مجوسیان قادر به تعبیر خواب، پیشگویی یا دسترسی به غیب نیستند و احدی جز خدای قادر غیب نمی داند:

و در سال دوم سلطنت نبوکدنصر، نبوکدنصر خوابی دید و روحش مضطرب شده، خواب از وی دور شد. 2 پس پادشاه امرفرمود که مجوسیان و جادوگران و فالگیران و کلدانیان را بخوانند تا خواب پادشاه را برای او تعبیر نمایند و ایشان آمده، به حضور پادشاه ایستادند.  3 و پادشاه به ایشان گفت: «خوابی دیده‌ام وروحم برای فهمیدن خواب مضطرب است.» 4 کلدانیان به زبان ارامی به پادشاه عرض کردند که «پادشاه تا به ابد زنده بماند! خواب را برای بندگانت بیان کن و تعبیر آن را خواهیم گفت.»  5 پادشاه در جواب کلدانیان فرمود: «فرمان ازمن صادر شد که اگر خواب و تعبیر آن را برای من بیان نکنید پاره پاره خواهید شد و خانه های شمارا مزبله خواهند ساخت. 6 و اگر خواب وتعبیرش را بیان کنید، بخششها و انعامها و اکرام عظیمی از حضور من خواهید یافت. پس خواب و تعبیرش را به من اعلام نمایید.» 7 ایشان باردیگر جواب داده، گفتند که «پادشاه بندگان خودرا از خواب اطلاع دهد و آن را تعبیر خواهیم کرد.»  8 پادشاه در جواب گفت: «یقین می‌دانم که شما فرصت می‌جویید، چون می‌بینید که فرمان ازمن صادر شده است. 9 لیکن اگر خواب را به من اعلام ننمایید برای شما فقط یک حکم است. زیراکه سخنان دروغ و باطل را ترتیب داده‌اید که به حضور من بگویید تا وقت تبدیل شود. پس خواب را به من بگویید و خواهم دانست که آن راتعبیر توانید نمود.»  10 کلدانیان به حضور پادشاه جواب داده، گفتند، که «کسی بر روی زمین نیست که مطلب پادشاه را بیان تواند نمود، لهذا هیچ پادشاه یاحاکم یا سلطانی نیست که چنین امری را از هرمجوسی یا جادوگر یا کلدانی بپرسد. 11 و مطلبی که پادشاه می‌پرسد، چنان بدیع است که احدی غیراز خدایانی که مسکن ایشان با انسان نیست، نمی تواند آن را برای پادشاه بیان نماید.» (صحیفه دانیال فصل 2 آیات 1 الی 11)

بنابر آیات فوق مشخص می شود که اساسا هیچ جادوگر و فالگیر و ساحری قادر به بیان پیشگویی نیست و حتی پادشاه بابل نیز بر این امر اشرافیت داشت. قرآن کریم نیز به این مساله تاکید فرموده که حتی جنیان نیز غیب نمی دانند و این تصور که اجنه غیب می دانند و توان پیشگویی دارند یا برخی با اتصال به مردگان یا بواسطه وکالت اجنه توان پیشگویی آینده را دارند بالکل از نظر قرآن کریم باطل است:

فَلَمَّا قَضَيْنَا عَلَيْهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَىٰ مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَن لَّوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ مَا لَبِثُوا فِي الْعَذَابِ الْمُهِينِ ﴿سبإ: ١٤﴾

پس چون مرگ را بر او مقرر داشتيم، جز جنبنده‌اى خاكى [=موريانه‌] كه عصاى او را مى‌خورد، از مرگ او آگاه نگردانيد، پس چون [سليمان‌] فرو افتاد براى جنيان روشن گرديد (که او مرده) كه اگر (جنیان) غيب مى‌دانستند، در آن عذاب خفت‌آور نمى‌ماندند.

حال با این مقدمه به بررسی ماجرای فصل 28 کتاب اول ساموئیل می پردازیم:

1) زن جادوگر مشتری خود را تخلیه اطلاعاتی میکند و عین همان اطلاعات را به وی برمیگرداند

با نگاهی به مکالمه رد و بدل شده بین شائول و زن فالگیر کاملا مشخص می شود که زن فالگیر مشتری خود را ابتدا تخلیه اطلاعاتی می نماید و سپس همان اطلاعات را به وی بازمیگرداند، بدون اینکه به موضوع جدیدی اشاره نماید:

الف) .» 11 آن زن گفت: «از برایت که را برآورم؟» او گفت: «سموئیل را برای من برآور.» 12 و چون آن زن سموئیل را دید به آواز بلند صدا زد !

زن فالگیر ابتدا نام کسی را که باید به دروغ احضار کند را می پرسد! دقت شود که آنقدر سموئیل در اسرائیل معروف است که حتی نیاز به بیان اطلاعاتی از قبیل نام خانوادگی، کنیه یا شهر فوت او یا نام مادر و پدر او نیست. سوال این است که چگونه زن فالگیر متوجه آن میشود؟ جواب اینجاست که صرف بیان کلمه "سموئیل" مشخص میکند که منظور همان سموئیل معروف، نبی اسرائیل است که به تازگی فوت کرده و همه اسرائیل او را می شناختند و حتی برایش ماتم گرفتند:

 و سموئیل وفات نمود، و تمامی اسرائیل جمع شده، از برایش نوحه گری نمودند، و او را در خانه‌اش در رامه دفن نمودند و داود برخاسته، به بیابان فاران فرود شد (صحیفه اول سموئیل فصل 25 آیه 1)

ب) تا اینجای مکالمه، زن فالگیر به این اطلاعات دست یافته که مشتری بدنبال همان سموئیل معروف اسرائیل است که همه اسرائیل با سیما و شمایل و لباس ها و حتی منش او آشنایی داشتند. از این نقطه به بعد زن فالگیر از اضطراب مشتری خود استفاده میکند و با کمی پر و بال دادن و بازیگری طوری شروع به بیان خصوصیات سمویل میکند که گویی تنها او سموئیل را در اسرائیل دیده است. در حالیکه این اطلاعات را همه اسرائیل از قبل می دانستند:

آن زن در جواب شاول گفت: «والامقامی را می‌بینم که از زمین بر می‌آید.» 14 او وی را گفت: «صورت او چگونه است؟» زن گفت: «مردی پیر بر می‌آید و به ردایی ملبس است.» پس شاول دانست که سموئیل است و روبه زمین خم شده، تعظیم کرد.(صحیفه اول سموئیل فصل 25 آیه 13 و 14)

باید به زن فالگیر آفرین گفت که اینگونه با شیادی و حقه بازی اطلاعاتی از قبیل "والا مقام"، "مردی پیر" و "ملبس به ردایی" را که از قبل بدیهی است به مشتری مضطرب خود غالب کرده است.

ادامه دارد-----

پاسخ داده شده 6 روز قبل بوسیله ی admin (80,590 امتیاز)
+2 امتیاز

قسمت دوم پاسخ

ج) زن فالگیر با یک سوال کوچک مشتری خود را مجددا تخلیه اطلاعاتی میکند:

و سموئیل به شاول گفت: «چرا مرابرآورده، مضطرب ساختی؟» شاول گفت: «درشدت تنگی هستم چونکه فلسطینیان با من جنگ می‌نمایند و خدا از من دور شده، مرا نه به واسطه انبیا و نه به خوابها دیگر جواب می‌دهد، لهذا تو راخواندم تا مرا اعلام نمایی که چه باید بکنم.» (صحیفه اول سموئیل فصل 25 آیه 15)

خوب در آیات فوق دقت کنید که چطور یک سوال چند کلمه ای، باعث می شود که شائول مضطرب، اطلاعات کاملی از شرایط خود را به زن تقدیم کند و زن فالگیر نیز عینا همان اطلاعات را پردازش کرده به شائول برمیگرداند.

د) زن فالگیر اخبار قدیمی را به شائول مجددا اطلاع میدهد و توان هیچ پیشگویی درستی را ندارد:

سموئیل گفت: «پس چرا از من سوال می‌نمایی و حال آنکه خداوند از تو دور شده، دشمنت گردیده است. 17 و خداوند به نحوی که به زبان من گفته بود، برای خود عمل نموده است، زیراخداوند سلطنت را از دست تو دریده، آن را به همسایه ات داود داده است. 18 چونکه آوازخداوند را نشنیدی و شدت غضب او را برعمالیق به عمل نیاوردی، بنابراین خداوند امروزاین عمل را به تو نموده است. 19 و خداونداسرائیل را نیز با تو به‌دست فلسطینیان خواهدداد، و تو و پسرانت فردا نزد من خواهید بود، و خداوند اردوی اسرائیل را نیز به‌دست فلسطینیان خواهد داد.» (صحیفه اول سموئیل فصل 25 آیه 16 الی 19)

* بخش اول حرف های زن فالگیر که به دروغ از جانب سموئیل بیان میشود اخباری است قدیمی که همه اسرائیل آنرا از قبل می دانند. بعنوان مثال در فصل 16 کتاب اول ساموئیل به این موضوع اشاره شده بود و شائول خود از قبل می دانست که یهوه او را از سلطنت خلع نموده است لیکن علاقه او به سلطنت و حسادت به داوود سبب شد که او کلام الله را نپذیرد و به سلطنت بچسبد:

و خداوند به سموئیل گفت: «تا به کی تو برای شاول ماتم می‌گیری چونکه من اورا از سلطنت نمودن بر اسرائیل رد نمودم. پس حقه خود را از روغن پر کرده، بیا تا تو را نزد یسای بیت لحمی بفرستم، زیرا که از پسرانش پادشاهی برای خود تعیین نموده‌ام (صحیفه اول سموئیل فصل 16 آیه 1)

** بخش دوم حرف های فالگیر نیز پیشگویی هایی صد در صد غلط است:

1) شائول به همراه فرزندانش کشته نشد! چرا که پسر چهارم شائول حتی دو سال حکومت نمود و مدت ها بعد توسط خیانت سرداران خود کشته شد. پس آن ادعای زن فالگیر که شائول و فرزندانش همگی فردا پیش سموئیل خواهند بود صد در صد پیشگویی غلط و صرفا برای مشتری مداری بود:

و ریکاب و بعنه، پسران رمون بئیروتی روانه شده، در وقت گرمای روز به خانه ایشبوشت داخل شدند و او به خواب ظهر بود. 6 پس به بهانه‌ای که گندم بگیرند در میان خانه داخل شده، به شکم او زدند و ریکاب و برادرش بعنه فرارکردند. 7 و چون به خانه داخل شدند و او بربسترش در خوابگاه خود می‌خوابید، او را زدند وکشتند و سرش را از تن جدا کردند و سرش راگرفته، از راه عربه تمامی شب کوچ کردند. 8 و سرایشبوشت را نزد داود به حبرون آورده، به پادشاه گفتند: «اینک سر دشمنت، ایشبوشت، پسرشاول، که قصد جان تو می‌داشت. و خداوندامروز انتقام آقای ما پادشاه را از شاول و ذریه‌اش کشیده است.»  (صحیفه دوم سموئیل فصل 4 آیات 5 تا 8)

2) آیا سموئیل که پیامبری صالح بود با شائول که پادشاهی نابکار بود اینطور صحبت میکند؟

 و تو  و پسرانت فردا نزد من خواهید بود (کتاب اول سموئیل فصل 28)

آیا صالحینن و نابکاران پس از مرگ نزد هم جمع می شوند؟!! پاسخ: البته که خیر. بنابراین زن فالگیر صرفا از روی مشتری مداری چنین پیشگویی های صد من یک غازی را تحویل مشتری خود می دهد.

3) با مطالعه فصول بعد و آیات بعد از این مکالمات مشخص می شود که "فردا" هیچ اتفاقی نیفتاده است و جنگ فلسطینیان با اسرائیل و کشته شدن شائول و بخشی از فرزندانش چند روز بعد و "نه فردا" اتفاق افتاده است:

 و تو  و پسرانت فردا نزد من خواهید بود (کتاب اول سموئیل فصل 28)

 

نتیجه

زن فالگیر فصل 28 کتاب اول سموئیل کسی نیست جز یک حقه باز حرفه ای که با تخلیه اطلاعاتی مشتری مستاصل و درمانده خود، برای وی یک تئاتر بازی میکند و مجموعه ای اخبار قدیمی و پیشگویی های دروغین صد من یک غاز را به مشتری تحویل می دهد. اما طوری وانمود میکند که با عالم مردگان در ارتباط است تا بدین روش پولی را به جیب بزند. قرآن در خصوص صدا زدن مردگان و سوال کردن از مردگان می فرماید:

وَٱلَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ لَا يَخْلُقُونَ شَيْـًۭٔا وَهُمْ يُخْلَقُونَ أَمْوَ‌ٰتٌ غَيْرُ أَحْيَآءٍۢ ۖ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ ﴿النحل: ٢١ و 22﴾

و كسانى را كه جز الله صدا می زنند چيزى نمى‌آفرينند در حالى كه خود آفريده مى شوند مردگانند نه زنده، و نمى‌دانند كِى برانگيخته خواهند شد

پایان پاسخ----

پاسخ داده شده 6 روز قبل بوسیله ی admin (80,590 امتیاز)
واقعا ممنون
احسنت به اینهمه ریزبینی.
اشتباه من اینجا بود که فکرمیکردم مکالمه مستقیما بین شاعول وسموعیل بوده. آیه ۱۵ نوشته شده سموئیل به شائول گفت ولی انگارترجمه اشتباهه وزن فالگیرازطرف سموعیل با شاعول صحبت میکندو اینکه به پیش بینی غلط جادوگر دقت نکرده بودم.
خواهش میکنم
...