و اگر در آنچه بر تو نازل كرده‌ايم ترديد دارى، از آنها كه كتابهای پيش از تو را مى‌خوانند سؤال كن... ﴿سوره يونس: آیۀ ٩٤﴾

به پرسش و پاسخ از قرآن، انجیل و تورات خوش آمدید!

برای شرکت در پرسش و پاسخ ها از طریق گزینۀ عضویت در بالای سایت ثبت نام فرمایید. مطالعۀ قوانین سایت را فراموش ننمایید. با تشکر!

+4 امتیاز
در سوره های اعراف (46) و احزاب (53) و فصلت (5) و شورا (51) کلمه حجاب به معنای "پرده "اورده شده است ... ولی در سوره نور (31) اصلا ازکلمه حجاب (پرده یا هر چیزی برای پوشش موی سر اورده نشده .. ). پس چطور است که ازین واژه به دروغ برای اجباری کردن پوشاندن موی سر استفاده میکنن؟ ایا الله خود علم کافی نداشته است که از کلمه حجاب برای اجباری کردن حکم پوشش موی سردر قران استفاده کند .!!! ایا تفسیر ایات الله سلیقه ای است ؟
در پوشش زن بوسیله ی
برچسب گذاری دوباره بوسیله ی

2 پاسخ

+2 امتیاز

کلمات وحی دارای مواضعی است که پروردگار این مواضع و عملکردها را در آیات متعدد بیان فرموده است. اما برخی در پی دگرگونی و جابجاکردن معنای واژه ها هستند تا بدین ترتیب آیات را تحریف کرده و دستورات قرآن را حسب سلیقه شخصی خود تغییر دهند. قرآن در توصیف این افراد می فرماید:

... يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَٰذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا ...﴿المائدة: ٤١﴾

... كلمات را از جاهاى خود دگرگون مى‌كنند و مى‌گويند: «اگر اين به شما داده شد، آن را بپذيريد، و اگر آن به شما داده نشد، پس دورى كنيد... 

حجاب در قرآن

با جستجوی ریشه حجب در قرآن مشخص می شود که مشتقات آن در 8 آیه ظاهر شده که این ریشه و مشتقاتش در هیچ یک از آیات به مفاهیمی چون "پوشش موی سر زن"، "روسری"، "چادر سر"، "برقع یا روبنده" یا "مقنعی" دلالت ندارد!

اما آیا این بدان معناست که قرآن مجوز برهنگی زن باایمان را صادر کرده است؟ البته که خیر! 

خمر در قرآن

عبارت قرآنی وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ در سوره نور آشکارا به زنان مومن دستور میدهد تا "پوشش های خود را بر برجستگی هایشان بزنند". خمر به معنای پوشش است و جیوب از ریشه جب مشتق شده است که در آیات متعدد به برجستگی و فرورفتگی بدن زنان دلالت دارد. دقت شود که آیه نفرموده "علی رئوسهن" (بر سرهایشان) بلکه فرموده پوشش ها را بر فرورفتگی ها و برجستگی های زنانه بزنند که آشکارا به پوشاندن عورات دلالت دارد. همان آیه 31 سوره نور دقیقا موضوع را تصحیح می نماید:

وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَىٰ عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿النور: ٣١﴾

و به زنان با ايمان بگو: «ديدگان خود را [از هر نامحرمى‌] فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زيورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه طبعاً از آن پيداست. و بايد پوشش های خود را بر برجستگی های خويش اندازند، و زيورهايشان را جز براى شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان [همكيش‌] خود يا كنيزانشان يا خدمتكاران مرد كه [از زن‌] بى‌نيازند يا كودكانى كه بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نكرده‌اند، آشكار نكنند؛ و پاهاى خود را [به گونه‌اى به زمين‌] نكوبند تا آنچه از زينتشان نهفته مى‌دارند معلوم گردد. اى مؤمنان، همگى [از مرد و زن‌] به درگاه خدا توبه كنيد، اميد كه رستگار شويد.

1) عبارت طفلانی که بر عورات زنان (یعنی برهنگی ها) وقوف حاصل نکرده اند: لَمْ يَظْهَرُوا عَلَىٰ عَوْرَاتِ النِّسَاءِ . این عبارت که در ادامه ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن آمده آشکارا مشخص می کند که هدف از زدن پوشش بر جیوب یا برجستگی های بدن، پوشاندن عورات یا برجستگی ها و فرورفتگی های زنانه می باشد.

2) نهی از پای کوبیدن بر روی زمین و راه رفتن بگونه ای که زینت مخفی زنانه آشکار شود نیز دلیل روشن دیگر همین آیه است: وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ . این عبارت آشکار می سازد که منظور از زینت در آیه 31 سوره نور، همان زینت مخفی بدن (یا فرورفتگی ها و برجستگی های زنانه) است که برخی از زنان با پای برزمین کوبیدن و لرزاندن عمدی بدن بوسیله آن جلب توجه می نمایند (کت واک)

بدین ترتیب همانطور که ملاحظه شد، نه واژه خمر به روسری و چادر دلالت دارد و نه ترجمه واژۀ جیوب "گردن" می باشد. چرا که همانطور که دیده شد خود آیه به تفصیل به بررسی مساله پرداخته است.

جلابیب در قرآن

عبارت قرآنی یدنین علیهن من جلابیبهن در آیه 59 سوره احزاب دیگر عبارت قرآنی است که بارها مورد تحریف واقع شده است. عبارت مربوطه آشکارا به زنان مومن دستور داده تا از جلب نظر کردن خودداری کنند:

 يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿الأحزاب: ٥٩﴾

اى پيامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو: «بکاهند بر خویشتن از جلب نظر کردن هایشان. اين براى آنكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند نزديكتر است، و الله آمرزنده مهربان است.

جلابیب از ریشه جل و مشتق جلب شکل گرفته است و در آیات قرآنی کارکرد آن مشخص است:

وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُم بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِم بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ وَعِدْهُمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُورًا ﴿الإسراء: ٦٤﴾

و از ايشان هر كه را توانستى با آواى خود بسوی خود جلب كن و با سواران و پيادگانت بر آنها بتاز و با آنان در اموال و اولاد شركت كن و به ايشان وعده بده»، و شيطان جز فريب به آنها وعده نمى‌دهد.

پس مشتق جلب به معنای جلب کردن است و جلابیب رفتارهایی است که زنان برای تحریک و تهییج مردان از خود بروز می دهند. اینکه برخی آیه 59 سوره احزاب را تحریف کرده و از جلابیب چادر و مقنعه ساخته اند نشان میدهد که ایشان هیچ تمایلی برای رجوع به قرآن و بررسی مشتقات جل و جلب در قرآن ندارند و بنابراین تحلیل و ادعایشان باطل و بی اساس است.

نتیجه

واژۀ حجاب در هیچ آیه ای از آیات قرآن به پوشش موی سر زنان دلالت ندارد اما در آیات 31 سوره نور و 59 سوره احزاب زنان مومن آشکارا به پوشاندن برجستگی های زنانه بدن شان و همچنین خودداری از بروز رفتارهای جلب نظر کننده دعوت شده اند. بدیهی است که اگر افراد اقدام به رعایت چنین دستوراتی کنند، شعائر الله را پاس داشته اند و الله بواسطه این اطاعت (نه بواسطه روسری و چادر) امنیت و آسایش را برای آنان به ارمغان می آورد. 

بوسیله ی
0 امتیاز
حجاب در قرآن
موضوع «حجاب» در میان مسلمانان همواره یکی از موضوعات مهم بوده است. اما اگر بخواهیم از روش تفسیر قرآن با قرآن پیش برویم،  باید ابتدا ببینیم قرآن در کدام آیات به موضوع پوشش، زینت، و محدودیت‌ها پرداخته است، معانی کلماتِ کلیدی را در قرآن بررسی کنیم و سپس از مجموعهٔ این آیات نتیجه‌گیری کنیم.
با توجه به آیات قرآن درمی یابیم کلام خدا در تعیین مصادیق پوشش عامدانه دقیق نیست. (برای مثال نمی‌گوید «چادر باید باشد» یا «روسری باید این اندازه باشد»)،
در این مقاله:
بررسی آیات قرآن که به «زیبایی / زینت» و «پوشش / مخفی کردن زینت» می‌پردازند
معناشناسی واژه‌هایی مانند «زینت» و «ما ظهر منها» در قرآن
نسبت حجاب با اخلاق و کارهای نیك (مانند انفاق)
تحلیل این نکته که چون مصادیق پوشش تعیین نشده‌اند، بخش‌هایی از حجاب جنبهٔ سلیقه‌ای و عرفی دارند.
نتیجه‌گیری: چگونگی عمل به حجاب بر اساس شرایط مکانی و زمانی، و تفاوت انتخاب‌ها
1. آیات قرآن دربارهٔ حجاب، زینت و پوشش
در قرآن چند آیه مستقیم یا غیرمستقیم به موضوع حجاب، زینت و محدودیت در اظهار زینت اشاره دارد. از بین آن‌ها، مهم‌ترین آیه «آیهٔ ۳۱ سورهٔ نور» است:
«وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا ۖ وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ …»
— سورهٔ نور، آیه ۳۱
ترجمه‌ای از آن:

«و به زنان مؤمن بگو: چشم‌هایشان را فرو بندند، و شرمگاهشان را حفظ کنند، و زینت خود را آشکار نکنند، مگر آنچه از آن به طور طبیعی نمایان است، و روسری‌هایشان را بر جیب‌هایشان بگسترانند …»
همچنین در ادامهٔ همان آیه، محدودیت‌هایی بر اظهار زینت در حضور محارم، زنان مسلمان دیگر، کودکان و مردانی که تمایلی ندارند ذکر شده است.
و نیز تأکید شده که زنان هنگام راه رفتن نباید پاهای خود را بر زمین بکوبند تا آنچه از زینت پنهان دارند، شناخته شود.
آیه دیگری که به موضوع مربوط است، آیه ۶۰ سوره نور است:
«وَلا جُنَاحَ عَلَيْهِنَّ أَن يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ …»
یعنی: «و بر زنان سالخورده‌ای که امید ازدواج ندارند، گناهی نیست اگر لباسشان را کنار نهند (به گونه‌ای که تبرّج نداشته باشند) و زینت نکنند.»
این آیه نشان می‌دهد که قرآن در برخی موارد برای گروه خاصی «تسهیل» قائل است و پوشیدگی کامل را به صورت مطلق به همه افراد نسپرده است.
همچنین در سورهٔ احزاب (آیات ۵۹ و ۳۳) نیز اشاره به «جلباب» شده است — پوششی که زنان پیامبر بر خود می‌افکندند تا شناخته شوند و مورد اذیت قرار نگیرند. (گرچه آن آیات بحث در مورد تجربیات اجتماعی زنان پیامبر است و معنا و مصداق «جلباب» جای تأمل دارد.)
این‌ها مهم‌ترین نقاط قرآن هستند که می‌توان بر آن‌ها بنا کرد بحث حجاب را.
2. معناشناسی «زینت» و «ما ظهر منها» در قرآن
برای این که بفهمیم چه چیزی باید پوشانده شود و چه چیزی مجاز به آشکار شدن است، ضروری است معنای کلمات کلیدی را در قرآن بررسی کنیم:

واژه «زینت»
کلمه «زینت» در قرآن، هم برای انسان (زن و مرد) و هم برای اشیاء به کاررفته است؛ مثلاً «زِینَةُ الْجَمالِ» برای زیبایی‌ها، یا «زينةُ المَلْکُوتِ». در آیهٔ ۳۱ نور، «زینت» به معنای آرایش، تزئین، زیبایی‌هایی است که ممکن است جلب توجه کنند. آیه می‌گوید:
«… وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ …»
یعنی «زیبایی و تزئین خود را آشکار نکنند»
اما قرآن در همان آیه محدودیتی قائل می‌شود:
«إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا» — «مگر آنچه از آن به طور طبیعی نمایان است»
یعنی قرآن تصریح می‌کند که تمام زینت‌ها نباید آشکار شود، بلکه فقط آنچه «ظاهراً» است (چه آن که اجتناب‌ناپذیر باشد) معاف است.
اما چه چیزی «ظاهر» است؟ مفسرین در این زمینه اختلاف دارند:
برخی می‌گویند منظور از «ما ظهر منها» همان لباس معمولی یا پوششی است که به صورت طبیعی دیده می‌شود (مثلاً پوشش روزمره) و نه آرایش‌های اضافی یا زیورآلات.
بعضی گفته‌اند «ظاهر» به معنای قسمت‌هایی مانند صورت، دست‌ها تا مچ، چیزی که طبیعتاً قابل پنهان نیست.
برخی دیگر گفته‌اند ممکن است منظور همان آرایش‌های ظاهری غیر قابل پنهان کردن باشد که به صورت اجتناب‌ناپذیر دیده می‌شود.
اما نکته مهم این است: چون قرآن دقیقاً تعیین نمی‌کند «ظاهر» به چه معناست، در مصادیق پوشش تفسیر وارد می‌شود.
در تعبیرهای تفسیرین، کلمات دیگری نیز در ارتباط با حجاب دیده شده‌اند (مثلاً خمار، جلباب). در آیهٔ نور ۳۱، خداوند می‌فرماید:

«… وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ …»
یعنی «و بايد روسری‌هایشان را بر جیب‌هایشان افکنند» (یعنی روسری را آن‌قدر بلند کنند که به داخل لباس برود تا گردن و سینه پوشانده شود).

کلمهٔ «خُمُر» (چادرها، روسری‌ها) و «جُیُوب» (لباس‌ها، پیله‌ها) نیز در آن آیه به کار رفته‌اند و نشان می‌دهد که پوشاندن گردن و سینه از طریق روسری که در داخل لباس قرار گیرد توصیه شده است.
البته، چون قرآن به مصادیق عملی دقیق نپرداخته، تأویل مصادیق به مفسّر و شرایط زمان و مکان واگذار شده است. این لحظاتی است که علم صرف و نحو و دانستن زبان عربی نمی تواند به مفسر کمک کند و هر کس تقوی بالاتری داشته باشد میتواند کلام خدا را بهتر درک کند.
3. نسبت حجاب با اخلاق، گناه و کارهای نیک
چند نکته در قرآن نشان می‌دهد که رعایت پوشش و حفظ زینت محدود در برابر نامحرمان، با اخلاق و امور نیک پیوند دارد:
پرهیز از فتنه و گناه
آیه ۳۱ نور می‌گوید «… وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا …» و سپس می‌گوید زنان نباید پاها را بر زمین بکوبند تا زینت مخفی‌شان معلوم شود. هدف ضمنی این دستورات، «پیشگیری از فتنه، شهوت و تحریک» است.
امر به عفت، حفظ نگاه
آیهٔ ۳۱ نور در آغاز می‌فرماید «وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ …» یعنی «چشمانشان را فروگیرند». یعنی بخشی از امر حجاب این است که خود فرد مراقب نگاهش باشد، نه فقط پوشش ظاهری.
در آیهٔ ۱ سوره نور نیز خداوند مردان مؤمن را امر می‌کند به پایین آوردن چشم‌ها و حفظ عفت.

همراهی با توبه و راه‌های نیک
آیهٔ ۳۱ نور پایانش چنین است: «و تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» — «همگی به سوی خدا بازگردید ای مؤمنان، باشد که رستگار شوید».
این نشان می‌دهد که رعایت اخلاقی، نظافت درونی و بیرونی، جزئی از سلوک الهی است که انسان را به رستگاری نزدیک‌تر می‌کند.
اگر بخواهیم تشبیه کنیم، رعایت حجاب می‌تواند مانند انفاق و سایر اعمال صالح باشد: عملی است در جهت پاکی، که به نفع فرد و جامعه است، و هدفش نه صرف نمایش، بلکه سالم‌سازی روابط انسانی و پیشگیری از گناه است. البته در قرآن پوشش (حجاب) مانند انفاق به صورت مرئی و «واجب مطلق» نیامده، ولی رابطهٔ اخلاقی آن قابل قیاس است: هر دو برای تقوا و خلوص اند. همانطور که نمی توان کسی را برای رستگاری مجبور به انفاق کردن نمود و همچنین نمی توانیم مشخص کنیم که دقیقا چه مقدار از مال و به چه کسانی باید انفاق کرد هر چند آیات بیشتری نسبت به حجاب در مورد انفاق وجود دارد. اگر کسی انفاق نکند نمی توانیم جرمی برای او در نظر بگیریم. حجاب هم یک نوع پیشگیری و امری تقریبا سلیقه ای است هر چند حداکثر و حداقل مشخص شده است. فرد مومن بسته به درجه ایمانش تشخیص می دهد در جایی چادر یا مانتو و روسری بپوشد یا درجایی موهای خود را نپوشاند. آرایش کند یا نکند، چگونه قدم بردارد و .....
 کسی که نماز نمی خواند و مسلمان شناسنامه ای است را نمی توان و دستور نیست که بالاجبار موی سر او را بپوشانیم. همانطور که فرد مراحلی طی می کند تا نماز شب بخواند و انفاق کند رعایت حجاب هم مراحلی دارد و فرد بعد از اینکه ایمانش را قوی کرد تصمیم می گیرد برای تزکیه نفس و مراقبت بیشتر و جلوگیری از گناه چگونه حجابش را رعایت کند.
4. وجه سلیقه‌ای و عرفی در مصادیق حجاب
از آنجا که قرآن در تعیین دقیق مصداق پوشش (مثلاً اندازهٔ لباس، نوع پارچه، رنگ، چادر، روسری، نقاب یا برقه) وارد نشده است، بخشی از اعمال حجاب به تفسیر، تشخیص فردی و عرف جامعه بازمی‌گردد. این امر به چند دلیل است:

عدم تعیین دقیق مصادیق
قرآن می‌گوید «زینت خود را آشکار نکنید … مگر آنچه ظاهر است» اما نمی‌گوید «چادری باشد که تا فلان اندازه بدن را بپوشاند». بنابراین، وضع عرفی هر جامعه و زمان، در تعیین حد پوشش مؤثر است. در واقع هدف دقیقا مشخص شده ولی وسیله متناسب با شرایط زمان و مکان و تقوای خود فرد تفاوت میکند.
تفاوت زمان و مکان
نقص یا افشای زینت ممکن است در یک مکان خاص، شرایطی خاص، یک جامعه متفاوت باشد. مثلاً در جامعه‌ای پوشش ساده‌تر عرف است و در جامعه‌ای دیگر پوشش سختگیرانه‌تر عرف تلقی می‌شود. در شرایط جنگی، سفر، مناطق با جمعیت کم یا زیاد، ممکن است واکنش‌های اجتماعی متفاوت باشد. لذا ممکن است یک زن در شهری بزرگ روال پوشش متفاوتی داشته باشد نسبت به روستایی.
تشخیص فردی و ظرفیت شخصی
بین افراد ممکن است تفاوت در توان رعایت پوشش کامل باشد (مثلاً امکان تأمین لباس مناسب، زمینهٔ اجتماعی و فرهنگی، محیط زندگی). در نتیجه برخی افراد ممکن است فقط توان پوشاندن قسمت‌های اصلی داشته باشند، برخی دیگر می‌توانند پوشش کامل‌تری را انتخاب کنند. این انتخاب در چارچوب کلی قرآن آزاد است تا زمانی که امور نیک را نگه دارد و از گناه جلوگیری کند.

بدین ترتیب، اگر کسی ترجیح دهد از چادر یا برقه استفاده کند، این انتخاب برپایهٔ فهم و ظرفیت شخصی اوست و اگر دیگری با روسری پوشش خود را حفظ کند، در شرایطی که آن کافی باشد، اشکالی ندارد، مادامی که به معیارهای اصلی آیهٔ ۳۱ (عدم اظهار زینت، حفظ شرمگاه‌ها، فرو بستن نگاه) پایبند باشد.
البته این آزادی در مصادیق به معنای رها بودن نیست؛ بلکه باید در محدودهٔ اخلاق و تقوا عمل شود.

5. نتیجه‌گیری و جمع‌بندی

بر پایهٔ آیات قرآن می‌توان چنین نتیجه گرفت:

قرآن به صراحت تأکید می‌کند زنان مؤمن باید «زینت» خود را نزد نامحرمان آشکار نکنند، مگر آنچه «طبیعی و ظاهر است». (آیهٔ نور ۳۱)

واژهٔ «زینت» در قرآن به معنای زیبایی، آرایش و تزئین است که ممکن است جلب توجه کند، و چون قرآن نمی‌گوید دقیقاً چه میزان از بدن یا چه زیورهایی جز ظاهر را باید پوشانند، تعیین مصادیق به تفسیر وارد می‌شود.
فرمان «ما ظهر منها» نشان‌دهندهٔ این است که آنچه به طور طبیعی آشکار است — یعنی اجتناب‌ناپذیر بودن بخشی از ظاهر انسان — استثناء شده است، و جزو حدودی است که خداوند به آن آگاهی دارد و مردم باید در چارچوب آن عمل کنند.
رعایت حد پوشش در قرآن نه به عنوان عملی صرفاً ظاهری، بلکه در ارتباط با اخلاق، حفظ عفت، جلوگیری از فتنه و گناه و پناه بردن به تقوا مطرح شده است. درست همانند دیگر اعمال صالح مانند انفاق، نماز، که رابطهٔ فرد با خدا را تنظیم می‌کنند.
از آنجا که مصادیق پوشش دقیقاً تعیین نشده‌اند و جای انعطاف دارد، شرایط مکانی، زمانی، عرف و تشخیص فردی نقش جدی دارند. یک نفر ممکن است انتخاب کند چادر یا برقه بپوشد، دیگری روسری را کافی بداند یا در شرایطی فردی موی سر را هم جزو زینت نداند، مادامی که معیارهای اصلی را رعایت کند.

بنابراین، حجاب را می‌توان «عملی واجب اما نسبی در مصداق» دانست: که جریمه ای برای آن مشخص نشده و راه حلی برای پیش گیری از انحراف جنسی است که در سوره نور تا قبل از آیه مورد بحث به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته است. واجب در کلیت (پوشاندن زینت نزد نامحرمان)، اما در مصادیق به عرف و تشخیص فرد واگذار شده است.
در نهایت، وقتی ما می‌پذیریم که قرآن خود مصادیق دقیق پوشش را تعیین نکرده است، در عین باور به حجاب به عنوان تکلیف اخلاقی، باید میان «اصل» و «مصادیق» تفاوت قائل شویم: اصول قرآنی (پوشش، پرهیز از اظهار زینت، حفظ نگاه) ثابت‌اند؛ اما چگونگی اجرای آن در هر جامعه، نسبت به عرف و توانایی افراد  متفاوت است.
بوسیله ی
...