رقبه - رقیب - مراقبت - یترقب همه از یک ریشه هستند.
رَقَبَةٍ به معنی رقب کننده ای است - رقبه یعنی کسی که اوضاعی/رخدادی را را رقب می کند، برای مثال موسی وقتی که از مصر خارج می شد در حالت ترس رقب می کرد - فخرج منها خائفا يترقب ... شاید بتوان مادری که انتظار رخداد بدی دارد و یا بدهکاری که انتظار دارد طلبکار سروکله اش پیدا شده و بدهی اش را تقاضا کند را رقبه در نظر گرفت و احتمالا دلیل اینکه خداوند در آیه 92 سوره نساء می گوید که در صورت انجام قتل غیر عمد رقبه ای را آزاد کنید همین باشد ، چرا که فرد قاتل خودش یک رقبه محسوب می شود به این دلیل که او مراقب است که مبادا ولی مقتول/مامورین پیدا شوند، قرآن معمولا از اسامی مونث برای رقبه استفاده می کند.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَن تَكُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنكُمْ
با توجه به این آیه، میتوان نتیجه گرفت که بردهداری غیرمجاز است؛ چراکه خداوند همواره «اموال» را از «انفس» جدا میکند، الله تجارت اموال و یا خدمات را به رسمیت می شناسد 4:29 و 18:77 ولی قرآن تجارت انسانها را به رسمیت نشناخته است پس این یک تجارت باطل است
ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَٰهَدُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ بِأَمۡوَٰلِهِمۡ وَأَنفُسِهِمۡ أَعۡظَمُ دَرَجَةً عِندَ ٱللَّهِۚ وَأُوْلَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَآئِزُونَ
همچنین واژهٔ «عِباد» به معنای خدمتکاران است، که در آیات ۳۲ سورهٔ نور و ۲۲۱ سورهٔ بقره آمده است؛ خداوند میفرماید: اگر آنان فقیر باشند، او از فضل خود آنان را بینیاز میسازد، یعنی به این خدمتکاران مال بیشتری عطا میکند. واژه عبد معمولا در کنار حر بکار می رود زیرا عبد تحت فرمان اربابش هست و اجازه او را لازم دارد.
وَأَمَرُوا۟ بِٱلْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا۟ عَنِ ٱلْمُنكَرِ
در هیچ کجای قرآن نشانه ای از تجارت انسانها توسط مسلمین وجود ندارد پس این امر منکری (ناشناخته) است و وظیفه ماست که از منکر نهی کنیم (مثال 58:2)
همچنین بنظر من در آیه 4 سوره محمد "فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ" منظور این است که ضرب رقاب را ادامه دهید یعنی ( جمعی) دشمن را تحت نظر بگیرید/ رقب کنید.