و اگر در آنچه بر تو نازل كرده‌ايم ترديد دارى، از آنها كه كتابهای پيش از تو را مى‌خوانند سؤال كن... ﴿سوره يونس: آیۀ ٩٤﴾
+1 امتیاز

در آیه ۳۲ نور اگر منظور از فقر «نیاز مالی» باشد در این صورت بسیاری از کسانی که ازدواج می‌کنند، نیازمندتر می‌شوند. همچنین با آیه بعدی (۳۳) تناقض پیدا می‌کند چون دستور به عفت از زنا در صورت نیافتن نکاح کرده تا خدا از فضل خویش بی‌نیازشان کند. آیا منظور از فقر، نیاز به مال است یا نیاز به نکاح یا چیز دیگر؟ به‌طور کلی ترجمه درست این دو آیه چیست؟

«و نکاح دهید بی‌جفتان از خودتان و شایستگانی از بندگان و کنیزان خویش را. اگر نیازمند باشند خدا از فضل خویش بی‌نیازشان می‌گردانَد و خدا گشایش‌گری داناست. (۳۲) و باید کسانی از شما که نکاحی نمی‌یابند [از زنا] خودداری کنند تا خدا از فضل خویش بی‌نیازشان گرداند. و کَسانی از آنچه دست‌هایتان دارا شد که خواستار بازخرید خویش هستند پس اگر به خیری در آنها آگاه شدید بازخریدشان کنید و به ایشان از داراییِ خدا که به شما داده است دارایی دهید. و برای آنکه بهرهٔ زندگی دنیا را بجویید به ناخواه جوانانِ [کنیزِ] خویش را - اگر کناره‌جویی کنند - به فزون‌خواهی وادار نکنید. و آن‌کس که به‌ناخواه وادارشان کند همانا خدا پس از واداشتنشان، آمرزندهٔ مهربان است. (۳۳)»

در معنی کلمات بوسیله ی
ویرایش شده بوسیله ی
فکر کنم احدالناسی در این دنیا به اندازه من از کلمه کنیز بدش نمی آید، بنده خدا یکم پول کم دارد و در خانه ات کار می کند چرا باید کنیز صدایش کنیم

 وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ ۖ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ ۚ وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ

و چیزی بنام بازخرید در آیه 33 نور گفته نشده، من یک تحلیلی از آن در این سایت نوشته ام - اصلا چیزی بنام بردگانتان و غیره در قرآن وجود ندارد این را سنی و شیعه در داخل قرآن چپانده اند با دستکاری کردن معنای کلمات و هزاران حدیث قلابی و قصه سرایی - قرآن هرگز به هیچ کسی اجازه نداده که دیگری را به بردگی بگیرد و برده داری جزو منکرات هست که باید از آن نهی شود
برای زن زیردست چه واژه جایگزینی پیشنهاد می‌دهید؟
بازخرید که برای کارمند و کارگر هم به کار می‌رود! رقبه و عبد مملوک در قرآن که قطعاً برده است.
رقبه از ریشه رقب و مراقبت و رقیب و یترقب به معنای کسی هست که اوضاعی/رخدادی را رقب می کند، ربطی به برده ندارد برای مثال موسی در آیه 21 قصص یک رقبه هست ، شاید بتوان مادری که انتظار رخداد بدی دارد یا بدهکاری که انتظار دارد طلبکار پیدایش شود را یک رقبه در نظر گرفت ، پس تحریر رقبه یعنی این افراد را از چنین وضعیتی رها کنیم. "ما ملکت ایمانکم" هم همان زنان آیه 10 سوره ممتحنه هستند که تحت سرپرستی خانواده های مسلمان بودند (در این سایت مطالب بوفور وجود دارد) و کتاب در آن آیه هم منظور این هست اگر از شما پولی قرض می خواهند به آنها قرض بدهید و از مالی هم که خداوند به شما داده به آنها بدهید - همانطور که الله می گوید بدهی را بنویسید در آیه 282 بقره - و یا هر مسئله دیگری که لازم است بین دو طرف ثبت شود

وَالَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتَابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًا ۖ وَآتُوهُمْ مِنْ مَالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ ۚ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ ۚ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ ۚ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا

عبد مملوک هم خداوند فقط مثالش را زده است و آن را تایید نکرده است، لازم است معنای کلمه "م ل ک" نیز به دقت در قرآن بررسی شود که من مجددا شک دارم که معنای آن برده باشد. لذا، قرآن هرگز تجارت انسانها را به رسمیت نشناخته است و به ما اجازه نداده است که انسانی را برده خویش کنیم و تنها شخصی که چنین کاری کرد فرعون بود که موسی به او می گوید" عبدت بنی اسرائیل" یعنی آنها را به زور به عبدیت خویش درآورده ای و خداوند تلاش فرعون برای به بردگی گرفتن بنی اسرائیل را "بغی" می داند (یونس 90) و ما می دانیم که الله از بغی نهی می کند (نحل 90) ، لذا  طبق قرآن ما نمی توانیم کسی را به زور به عبدیت خود درآوریم.

وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ وَلِتَسۡتَبِينَ سَبِيلُ ٱلۡمُجۡرِمِينَ

1 پاسخ

0 امتیاز

در مورد آیه‌ی ۳۲ سوره نور، مقصود از «فضل» در این آیه، رفع فقر مالی است. چنان‌که در سراسر قرآن تأکید شده، فضل و روزی در دست الله است؛ و در این آیه، الله بیان می‌کند که نباید ترس از فقر مانع ازدواج شود، زیرا روزی به دست اوست و اوست که بندگان خود را از فضل خویش بی‌نیاز می‌گرداند:

إِنَّمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا وَتَخْلُقُونَ إِفْكًا إِنَّ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقًا فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَاعْبُدُوهُ وَاشْكُرُوا لَهُ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ[29:17]

واقعا آنچه را كه غیر از الله عبادت میکنید جز قدرتهای دوگانه نيستند و دروغى برمى‏ سازيد در حقيقت كسانى را كه جز الله عبادت میکنید اختيار روزى شما را در دست ندارند پس روزى را پيش الله بجوييد و او را عبادت کنید و وى را سپاس گوييد كه به سوى او بازگردانيده مى ‏شويد

إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَقْدِرُ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا [17:30]

بى‏ گمان پروردگار تو براى هر كه بخواهد روزى را گشاده يا تنگ مى‏ گرداند در حقيقت او به [حال] بندگانش آگاه بيناست

بنابراین، چنان‌که در این آیات (و بسیاری دیگر از آیات قرآن) آمده، روزی در اختیار الله است و او، مقدار آن را برای هرکس مقدر می‌فرماید. وظیفه‌ی فرد مؤمن، تلاش در زمین و جستجوی فضل الهی است.

باید توجه داشت که این دو آیه، علاوه بر تشویق به ازدواج، درباره‌ی «مَلَكَتْ أَيمَانُكُم» نیز سخن می‌گویند. برای فهم درست این بخش، لازم است به تعریف آن در تورات مراجعه شود.

گرچه توضیح کامل این مسئله به این نوشتار مربوط نیست و نیاز به بحثی جداگانه دارد، اما به‌طور خلاصه، «ملکت ایمانکم» به کسانی اشاره دارد که به واسطه‌ی ایمان، تحت مالکیت مؤمن قرار گرفته‌اند؛ یعنی کسانی که به دلایل مختلف [مثل ناتوانی در پرداخت بدهی] تحت مالکیت فردی دیگر درمی‌آمدند تا زمانی که بدهی خود را به طور کامل پرداخت کنند.

برای فهم بیشتر این موضوع می‌توانید فصل ۲۱ از «صحیفه خروج» در تورات را مطالعه فرمایید.

اما در مورد ترجمه آیه 32 و 33 سوره نور:

وَأَنكِحُوا الأَيٰمىٰ مِنكُم وَالصّٰلِحينَ مِن عِبادِكُم وَإِمائِكُم إِن يَكونوا فُقَراءَ يُغنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضلِهِ وَاللَّهُ وٰسِعٌ عَليمٌ

و مجردان خود را همسر دهید و [افراد] شایسته از غلامان مرد و کنیزان زن را، اگر فقیر باشند الله از فزونی خود ایشان را بی نیاز سازد، الله وسعت بخش داناست [24:32]

وَليَستَعفِفِ الَّذينَ لا يَجِدونَ نِكاحًا حَتّىٰ يُغنِيَهُمُ اللَّهُ مِن فَضلِهِ وَالَّذينَ يَبتَغونَ الكِتٰبَ مِمّا مَلَكَت أَيمٰنُكُم فَكاتِبوهُم إِن عَلِمتُم فيهِم خَيرًا وَءاتوهُم مِن مالِ اللَّهِ الَّذى ءاتىٰكُم وَلا تُكرِهوا فَتَيٰتِكُم عَلَى البِغاءِ إِن أَرَدنَ تَحَصُّنًا لِتَبتَغوا عَرَضَ الحَيوٰةِ الدُّنيا وَمَن يُكرِههُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِن بَعدِ إِكرٰهِهِنَّ غَفورٌ رَحيمٌ [24:33]

و باید عفت پیشه سازند کسانیکه مورد ازدواجی پیدا نمی کنند تا الله از فضل خویش آنان را بی نیاز سازد و کسانی از ملک ایمانکم شما که درصدد هستند خود را با قرارداد کتبی آزاد کنند اگر در آنها خیری میبینید آن را بپذیرید و به ایشان از مالی که الله به شما داده را بدهید و به خاطر بهره زندگی دنیا دختران جوانی را که صاحب آنها هستید و خواهان شوهر هستند وادار به گناه نکنید و هر کس آنان را مجبور کرده است [و پشیمان گردیده] الله امرزنده مهربان است

به‌طور کلی، ترجمه‌ این آیات با توجه به تحریف‌هایی که در طول سال‌ها در واژگان آن صورت گرفته، کار آسانی نیست؛ با این حال، ترجمه‌ بالا می‌تواند بسیار بهتر از ترجمه‌هایی باشد که امروزه توسط شیعه و سنی ارائه می‌شود.

بوسیله ی
ویرایش شده بوسیله ی
به تناقض دو آیه در صورت ترجمه فضل به پول نپرداختید: اگر خدا از فضل خویش فقر ازدواج را در آیه ۳۲ از بین می‌برد چطور در آیه بعدی دوباره توصیه شده که اگر نکاحی نمی‌یابید عفت ورزید تا خدا از فضلش بهتان پول برساند؟ بالاخره در حال فقر ازدواج کنیم زیرا خدا پس از ازدواج پول می‌رساند یا اینکه ازدواج نکنیم و عفت پیشه کنیم تا خدا پول را برساند؟
در حالی که اگر فقر را به فقر از ازدواج و اینکه کسی فرد را به هر دلیلی ازجمله فقر مالی و ضعف جنسی و اصالت خانوادگی و... به همسری نمی‌پذیرد، معنا کنیم این تناقض پیدا نمی‌شود.
...