و اگر در آنچه بر تو نازل كرده‌ايم ترديد دارى، از آنها كه كتابهای پيش از تو را مى‌خوانند سؤال كن... ﴿سوره يونس: آیۀ ٩٤﴾
0 امتیاز

در تثنیه باب 22 آیات 13 تا ۲۱ قانونی آمده که درباره‌ی اتهام مردی به همسرش در رابطه جنسی نخستین است، مبنی بر اینکه او باکره نبوده است. بر اساس آیه‌ی ۱۳ و ۱۴، مرد پس از «درآمدن» به زن، ادعا می‌کند که باکره نبوده است.

در ادامه، پدر و مادر دختر باید «علامت بکارت» را برای دفاع از دختر به بزرگان شهر ارائه دهند (آیه ۱۵). اگر این علامت ارائه شود، مرد مجازات می‌شود. اما اگر «علامت» یافت نشود، زن باید کشته شود (آیه ۲۰–۲۱).

اکنون با توجه به نکات زیر، چگونه می‌توان این قانون را از نظر واقع‌گرایانه توجیه کرد؟

عبارت "در او بکارت نیافتم" به‌وضوح رابطه‌ی جنسی را ملاک داوری قرار می‌دهد، نه شهادت بیرونی. پس نمی‌توان "سند خانوادگی" را مد نظر گرفت، بلکه نشانه‌ی فیزیکی مد نظر است.

با توجه به نحوه بدگویی مرد، عبارت «علامت بکارت»، ظاهراً اشاره به خون حاصل از پاره شدن پرده بکارت است، که تصور می‌شده نشانه‌ی قطعی باکرگی است.

اما امروزه می‌دانیم:

  • همه‌ی زنان در نخستین نزدیکی خونریزی ندارند.
  • پاره شدن پرده ممکن است پیش از ازدواج و بدون رابطه جنسی اتفاق افتاده باشد (ورزش، تصادف و غیره).
  • آزمایش پزشکی دقیقی برای اثبات باکرگی وجود ندارد.

 

بنابراین، ممکن است مرد و زن هر دو صادق باشند:

  • مرد خون ندیده، پس صادقانه گمان می‌کند فریب خورده.
  • زن واقعاً هیچ‌گاه رابطه‌ای نداشته، اما به اشتباه متهم و مجازات می‌شود.

 

افزون بر آن، اگر «علامت» چیزی مادی بوده که والدین از پیش نگه داشته‌اند، پس چرا مرد اصلاً وارد اتهام شده؟ یعنی یا مرد دروغ‌گوست و خود را به دردسر انداخته، یا تشخیصش مبتنی بر نزدیکی بوده که احتمال اشتباه در آن بالاست.

 

به گفته‌ی سازمان جهانی بهداشت (WHO):

"آزمایش‌های باکرگی (virginity tests) هیچ مبنای علمی ندارند و به هیچ‌وجه نمی‌توان از روی آن وجود یا عدم وجود رابطه‌ی جنسی را اثبات کرد."

منبع: WHO, "Eliminating virginity testing", 2020

در شبهات بوسیله ی
ویرایش شده بوسیله ی

1 پاسخ

0 امتیاز

«باید دقت کرد که در این دستور، مدعی یا کسی که اتهام وارد می‌کند، مرد نیست؛ زیرا طبق تورات، برای هر دعوی باید دست‌کم دو یا سه شاهد وجود داشته باشد.»

לא יקום עד אחד באיש לכל עון ולכל חטאת בכל חטא אשר יחטא על פי שני עדים או על פי שלשה עדים יקום דבר

یک‌ شاهد بر کسی‌ برنخیزد، به‌ هر تقصیر و هر گناه‌ از جمیع‌ گناهانی‌ که‌ کرده‌ باشد، به‌ گواهی‌ دو شاهد یا به‌ گواهی‌ سه‌ شاهد هر امری‌ ثابت‌ شود [صحیفه تثنیه 19:15]

در نتیجه، در این دعوی، مرد نمی‌تواند شاکی باشد؛ همان‌طور که در آیات مربوطه نیز آمده، مرد تنها او را در میان اطرافیان خود بدنام می‌کند.

ושם לה עלילת דברים והוציא עליה שם רע ואמר את האשה הזאת לקחתי ואקרב אליה ולא מצאתי לה בתולים׃

و اسباب‌ حرف‌ بدو نسبت‌ داده‌، از او اسم‌ بد شهرت‌ دهد و گوید این‌ زن‌ را گرفتم‌ و چون‌ به‌ او نزدیکی‌ نمودم‌، او راباکره‌ نیافتم‌ [صحیفه تثنیه 22:14]

در واقع، وقتی مرد پس از نزدیکی، دختر را به بدنامی متهم می‌کند، پدر و مادر دختر که به باکره بودن او اطمینان دارند نزد مشایخ شهر می‌روند و مدارک خود را ارائه می‌دهند. بنابراین، آنان باید پیش از اقامه‌ی دعوی، از در اختیار داشتن مدارک لازم مطمئن باشند؛ زیرا در غیر این صورت، عواقب آن می‌تواند به سنگسار شدن دخترشان بینجامد.

 

بوسیله ی
...